سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
56
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
عجب ! و بالاخره حضرت فرمود : « و الحدّ الرابع سيف البحر ممّا يلى الخزر و ارمينيّه » ؛ مرز چهارم آن ، كنارهء درياست ، پشت خزر و ارمنستان . . . ؛ يعنى منتهى اليه شمالى كشور . هارون از روى عصبانيت و استهزا گفت : « فلم يبق لنا شيىء ، فتحوّل الى مجلسى » ؛ يعنى در اين صورت پس چه چيزى براى ما باقى ماند ! برخيز بر سر جاى من بنشين ! « قال موسى : قد اعلمتك اننى ان حددتها لن تردها » ؛ حضرت فرمود : به تو گفته بودم كه اگر مرزهاى فدك را بگويم آن را برنخواهى گردانيد ! در پايان حديث آمده است كه : « فعند ذلك عزم على قتله » ؛ يعنى ، اينجا بود كه هارون تصميم گرفت امام را به قتل برساند . « 1 » در اين گفتوگو بارزترين مطلب ، داعيهء موسى بن جعفر عليه السّلام است ؛ همان چيزى كه هارون هم دريافت و كمر به قتل آن حضرت بست . و از اين قبيل اظهارات كه مدّعاى ائمه عليهم السّلام را آشكار مىسازد در زندگى امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام و امام رضا عليه السّلام ديده مىشود كه جمعبندى آن ، استراتژى امامت را ترسيم مىكند . برداشت اصحاب از خط مشى امامان يكى ديگر از مباحث قابل بررسى و پيگيرى در شرح حال ائمه عليهم السّلام ، برداشت اصحاب ائمه عليهم السّلام از هدف و خط مشى و مدعاى آن بزرگواران است . بديهى است كه اصحاب ائمه از ما به آن بزرگواران نزديكتر و به هدف و داعيهء آنان آگاهتر بودهاند . آيا آنها دراينباره چه تلقّى و برداشتى داشتند ؟ آيا ما در روايات به اين نكته كه آنان منتظر قيام و « خروج » ائمه بودهاند ، برخورد نمىكنيم ؟ داستان مردى از خراسان را همه مىدانيم كه نزد امام صادق عليه السّلام آمد و خبر داد كه چند صدهزار مرد مسلّح منتظر اشارهء آن حضرتند تا قيام كنند ، و حضرت پس از آنكه دربارهء عدد مزبور اظهار ترديد و تعجب كردند و او پى در پى ، عدد را كم كرد و حضرت در پايان تأكيد بر كيفيت افراد ، تعدادى را ذكر كردند ( 12 يا 15 يا . . . نفر به اختلاف روايات ) و فرمودند : اگر به اين تعداد يارانى داشتم قيام مىكردم .
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 29 ، ص 200 .